سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
264
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
قوله : بالمخرومة : يعنى گوش كه بريده و پاره شده . متن : و الأنف الشام بالأخشم بالمعجمتين و هو الذي لا يشم ، لأن منفعة الشم خارجة عن الأنف ، و الخلل في الدماغ ، لا فيه و كذا يستوي الأقنى و الأفطس و الكبير و الصغير . فرع شرح فارسى : مرحوم مصنف مىفرماين : بينى كه سالم بوده و بويا هست را بواسطه اخشم قطع مىكنند . شارح ( ره ) مىفرماين : مقصود اين است كه جانى اگر بينى بويا و سالمى داشت و بينى كسى كه اخشم هست قطع كرد بينى او را بعنوان قصاص مىبرند . كلمه [ خشم ] با خاء و شين نقطهدار به كسى گويند كه حسّ بويائى ندارد و رائحه اشياء را درك نمىنمايد و دليل جواز قصاص اين است كه منفعت بويائى از بينى كه عضو مخصوص است خارج و جدا است و خللى كه در مجنى عليه بوده در نفس عضو نيست بلكه در دماغ و مغز مىباشد يعنى رگ و عصبى كه حامل رائحه اشياء و رسادن به مغز است ضعيف يا احيانا از كار افتاده و بدين ترتيب شخص فاقد حسّ بويائى شده امّا عضو خارجى كه در صورت تعبيه شده و قرار گرفته است سالم بوده لاجرم جانى وقتى آن را قطع كرد بينى وى را از باب قصاص مىتوان بريد و همچنين بينى جانى اگر مستقيم و كشيده باشد در مقابل بينى مجنى عليه كه پهن و كوتاه بوده قطع مىكنند چنانچه بينى كبير و بزرگ را بواسطه بينى كوچك مىبرند و قصاص مىنمايند .